السيد الخميني

مصباح الهداية 213

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

فاعليت و قابليت ) و « قوس وجوب و امكان » نيز تعبير كرده‌اند . در مباحث گذشته عرض شد كه اين دو قوس دايره‌اى را ترسيم مىكند ، و خود حاصل ترسيم خط مو هومى است در وسط دايره كه آن را به دو نيمدايره تنصيف كند . حاصل كلام آنكه هويت مطلقهء الهيه همچون دايره‌اى است ؛ و تنزل آن حقيقت به مرتبهء وجوب و امكان به منزلهء انقسام دايره به قوسين است ؛ و تعيّناتى كه ممكن را از واجب ممتاز نمايد - خواه در مرتبهء علم و خواه در مرتبهء عين - مانند خط مستقيمى است كه دايره را به دو كمان تقسيم كند . و تعيّنات امكانى و خطى ، كه جهت امتياز است ، نمود است نه بود ؛ و هر چند اين نمودْ هنگام منازله از نظر شهود عارف زايل شود ، در واقع تحقق دارد . [ گفتار در « عروج » و « معراج » ] در مباحث گذشته از « عروج » و « معراج » سخن به ميان آمد ؛ و به اختصار « عروج » به اصطلاح اين قوم را بيان كرديم . و اما « معراج » آن است كه سرّ وحدانى الذات ، كه يَسَعُهُ قَلْبُ عَبْدِهِ المؤمنِ ، تعيّن در مرتبهء قلبيه است ؛ و يا عبد بالغ به مقام قلب را ، كه مظهر تجلى اسمائى است اما نه به نحو اطلاق ، از اين قيد خلاصى دهد و يكى از اين سه حالت واقع شود : حالت اوّل ، سرّ وحدانى ( تنزل حق در مرتبهء قلب ) به‌تدريج عروج نمايد ، و هر حقيقتى از حقايق را به اصل خويش رساند و در آنجا كه خاص آن است قرار دهد : جسد را در زمين ، و نفس را در عالم نفوس ، و عقل را در عالم جبروت ، و روح را در مرتبهء روحيه كه بعد از مقام قلب قرار دارد . و چون بعد از مرتبهء « روح »